X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
حرفهایی برای تو - بهار

بهار

به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت

گاهی اوقات به این فکر میکنم که خدایا من تو زندگیم چه گناهی کرده بودم...؟! که این زجرو باید تحمل کنم...

شنیدن صدای تو حالا شده برام یه آرزو... فقط یه آرزو..............یعنی میشه...؟

کاش میشد فقط یکبار دیگه ،فقط چند لحظه صدای نازنینتو میشنیدم.نمیدونی چقدر دلتنگ صداتم....

چه زود فراموشم کردی...؟!!! تو بودی که می گفتی محاله فراموشم کنی ...می گفتی محاله منو از یاد ببری...می گفتی غیر ممکنه دوستم نداشته باشی...

اما حالا فراموشم کردی...منو از یاد بردی...دیگه دوستم هم نداری...

حالا من ماندم و یک دنیا خاطره از تو ...با کوله باری از غم و غصه...

حالا هرشب اشکهام همدمم میشن...به یاد تو رو گونه هام جاری میشن...بهم دلداری میدن... برام لالایی میخونن...

...........اما چه فایده ؟! تو که دیگه نیستی...!؟

نیستی تا ببینی مردنمو...نابودشدنمو...شکستنمو...

نیستی تا ببینی اشک ریختنمو...آه کشیدنمو...افسوس خوردنمو...

چی شد گذاشتی رفتی؟!...آخه بی انصاف حداقل نگفتی چرا رفتی!؟ چرا منو رها کردی!؟ چرا تنهام گذاشتی...!؟

رفتی بی آنکه پشت سرتو نگاه کنی!!! رفتی بی آنکه یه ببخشید هم بگی...!!!

 

 

 

+نوشته شده در سه‌شنبه 25 آبان 1389ساعت11:28توسط بهار | نظرات (59)

نظرات (59) نظرات (59)