X
تبلیغات
نماشا
رایتل
حسین پناهی - بهار

بهار

به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم. 

 دین را دوست دارم ولی از کشیش ها میترسم.  

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها میترسم.  

عشق را دوست دارم ولی از زنها میترسم.  

کودکان را دوست دارم ولی از آیینه می ترسم.  

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم.  

   من می ترسم پس هستم. 

 این چنین می گذرد روز و روزگار من. 

 من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم.

+نوشته شده در پنج‌شنبه 11 فروردین 1390ساعت21:31توسط بهار | نظرات (105)

نظرات (105) نظرات (105)