بهار

به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت

 

گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند 

و برای آنان که می هراسند بسیار تند 

برای کسانی که زانوی غم به بغل می گیرند بسیار طولانی 

و برای کسانی که سر خوشند بسیار کوتاه است 

اما برای کسانی که عشق می ورزند 

آغاز و پایانی نیست و زمان تا ابدیت ادامه دارد. 

(ویلیام شکسپیر)

+نوشته شده در شنبه 10 اردیبهشت 1390ساعت23:48توسط بهار | نظرات (110)

نظرات (110) نظرات (110)

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم. 

 دین را دوست دارم ولی از کشیش ها میترسم.  

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها میترسم.  

عشق را دوست دارم ولی از زنها میترسم.  

کودکان را دوست دارم ولی از آیینه می ترسم.  

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم.  

   من می ترسم پس هستم. 

 این چنین می گذرد روز و روزگار من. 

 من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم.

+نوشته شده در پنج‌شنبه 11 فروردین 1390ساعت21:31توسط بهار | نظرات (105)

نظرات (105) نظرات (105)

+نوشته شده در جمعه 29 بهمن 1389ساعت02:12توسط بهار | نظرات (55)

نظرات (55) نظرات (55)

خداوندا ! مگر نه ‌اینکه من نیز چون تو تنهایم ؟!  

 

پس مرا دریاب و به سوی خویش بازگردان .....  

 

 دستان مهربانت را بگشا که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ...

+نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن 1389ساعت18:51توسط بهار | نظرات (93)

نظرات (93) نظرات (93)

 

 

  

کسی هست آغوشش را، شانه‌هایش را به من قرض بدهد .!    

 

تا یک دل سیر گریه کنم؟!  

 

بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟؟؟؟  

 

 

+نوشته شده در سه‌شنبه 21 دی 1389ساعت11:12توسط بهار | نظرات (104)

نظرات (104) نظرات (104)

  1    2    3    4  >>